از خوبیهای استاد بزرگوارم، مژده خانم، یکی این است که گاهی در پاسخ پیامهایم Voice میفرستد. شنیدن صدای مهربانش از تنهایی درم میآورد.
Friday, July 24, 2020
Saturday, December 28, 2019
...
کز کرده بود گوشه تخت، یک لباس زنانه هم توی بغلش بود که گذاشته بود زیر گونهاش.
پرسیدم: چی کار میکنی؟ خوبی؟
جواب داد: تاریک شده بود.
کنارش نشستم،کنار تخت، روی زمین.
پرسیدم: چی کار میکنی؟ خوبی؟
جواب داد: تاریک شده بود.
کنارش نشستم،کنار تخت، روی زمین.
Tuesday, November 26, 2019
...
پسرک دوید، آمد جلو، و قدری مضطرب با کمی فاصله ایستاد. با لبخند سلام کردم.
چند لحظه به سکوت گذشت، بعد با صدای گرفته گفت: خوش اومدی به خونه
خم شدم، نشستم، خواستم چیزی بگویم که دوید و توی تاریکی راهرو گم شد.
با خودم گفتم:
چقدر وقت بود که گمت کرده بودم،
چقدر وقت بود که گم شده بودی،
چقدر وقت بود که گم شده بودم.
چند لحظه به سکوت گذشت، بعد با صدای گرفته گفت: خوش اومدی به خونه
خم شدم، نشستم، خواستم چیزی بگویم که دوید و توی تاریکی راهرو گم شد.
با خودم گفتم:
چقدر وقت بود که گمت کرده بودم،
چقدر وقت بود که گم شده بودی،
چقدر وقت بود که گم شده بودم.
Wednesday, November 09, 2016
فرضیه اقتصادی را سریع کنار نگذاریم
تقریبا یک سال پیش Anne Case و Angus Deaton مقالهای را منتشر کردند که توجه زیادی را به خود جلب کرد. مقاله گزارش میکرد که نرخ مرگ و میر آمریکاییهای میانسال از سال ۱۹۹۹ بعد از یک قرن کاهش افزایش قابل توجهی داشته. این افزایش در حالی بود که آمار مرگ و میر سیاهپوستان و هیسپانیکها در حال کاهش بود. این افزایش مخصوصا در میان افراد فاقد تحصیلات دانشگاهی بسیار شدید بود. بعضی محققین به مقاله Case و Deaton انتقاداتی وارد کردند اما ادعای اصلی مقاله همچنان برقرار و قابل توجه بود. (اصل مقاله، گزارشی از مقاله، گزارشی از انتقادهای وارد شده به مقاله )
توضیحی که Deaton برای یافتههای مقاله ارائه میکرد این بود که انتظارات و توقعات این دسته از آمریکایی طی سالهای زندگیشان برآورده نشده و آنها امیدشان را به پیشرفت -آن طور که انتظار داشتهاند- از دست دادهاند. سیاهان و هیسپانیکها وقتی وضع زندگیشان را با والدینشان مقایسه میکنند خودشان را در موقعیت بهتری میبینند، اما در مورد سفید پوستان آمریکایی وضع فرق میکند، آنها در مورد اینکه وضع بهتری از والدینشان دارند ابدا مطمئن نیستند. این توضیح با وضعیت دستمزدها چند دهه اخیرمخصوصا بعد از بحران مالی ۲۰۰۸ همخوانی دارد. بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ حقوق و مزایای ۸۰ درصد آمریکاییها یا ثابت بوده و یا کاهش یافته (اینجا و اینجا)، این رشد کم دستمزدها برای کسانی که انتظارات بالاتری دارند احتمالا سختتر است.
همان زمان فرید زکریا در واشینگتن پست در همین باره نوشت واز مرگ یکی از گروههای مهم رای دهندگان در آمریکا گفت:
همان زمان فرید زکریا در واشینگتن پست در همین باره نوشت واز مرگ یکی از گروههای مهم رای دهندگان در آمریکا گفت:
The United States is going through a great power shift. Working-class whites don't think of themselves as an elite group. But, in a sense, they have been, certainly compared with blacks, Hispanics, Native Americans and most immigrants. They were central to America's economy, its society, indeed its very identity. They are not anymore. Donald Trump has promised that he will change this and make them win again. But he can't. No one can. And deep down, they know it.
خب، لااقل نه به این زودی!
از چند هفته قبل از انتخابات دستهای از لیبرالهای آمریکایی، مثلا Dylan Matthews در Vox، معتقد بودند که دغدغههای حامیان ترامپ عدمتا دغدغههای نژادی است. آنها میگفتند که طبق آمارها طرفداران ترامپ کسانی نیستند که از لحاظ مالی در گرفتاری شدید باشند، و عمدتا وضع مالی بهتری از سیاه پوستان، هیسپانیکها و سفید پوستان فقیر دارند. علاوه بر این دغدغههای نژادی از عوامل پیشبینی کننده گرایش به ترامپ است. از سوی دیگر نظامهای رفاهی و حمایتی اروپایی نتوانستهاند مانع ظهور مجدد گروههای راست افراطی شوند، بنابراین از آنجا که انگیزههای اصلی انگیزههای نژادی است، حتی نظامهای رفاهی آن طور که سندرز وعدهاش را میداد نمیتواند مانع بازگشت امثال ترامپ شوند.
از چند هفته قبل از انتخابات دستهای از لیبرالهای آمریکایی، مثلا Dylan Matthews در Vox، معتقد بودند که دغدغههای حامیان ترامپ عدمتا دغدغههای نژادی است. آنها میگفتند که طبق آمارها طرفداران ترامپ کسانی نیستند که از لحاظ مالی در گرفتاری شدید باشند، و عمدتا وضع مالی بهتری از سیاه پوستان، هیسپانیکها و سفید پوستان فقیر دارند. علاوه بر این دغدغههای نژادی از عوامل پیشبینی کننده گرایش به ترامپ است. از سوی دیگر نظامهای رفاهی و حمایتی اروپایی نتوانستهاند مانع ظهور مجدد گروههای راست افراطی شوند، بنابراین از آنجا که انگیزههای اصلی انگیزههای نژادی است، حتی نظامهای رفاهی آن طور که سندرز وعدهاش را میداد نمیتواند مانع بازگشت امثال ترامپ شوند.
به نظر من مسائل نژادی در گرایش عدهای از رای دهندگان به ترامپ نقش بسیار مهمی دارد، ولی تصور میکنم این دغدغههای نژادی همیشه جایی در پس ذهن رای دهندگان آمریکایی داشته است. بالا آمدن و جلب توجه کردن این مسائل نژادی در این انتخابات باید دلیل خاصی داشته باشد. به گمان من دلیل پررنگتر شدن گرایشهای نژادی شرایط مبهم اقتصادی، و رفتار دفاعی نسبت به تغییر محیط و برآورده نشدن انتظارات اقتصادی است. پر رنگ شدن رفتار قبیلگی از رایجترین رفتارهای دفاعی جوامع است. به نظر من لیبرالهایی مانند Matthews به سرعت از اثر انتظارات میگذرند. به عبارت دیگر صرفا با دیدن میزان درآمد یک فرد نمیتوان در مورد میزان نگرانی اقتصادی او قضاوت کرد. اتفاق روز سهشنبه، و روی کار آمدن جریانهای راست افراطی در اروپا بیش از هر چیز من را بیش از هر چیز به یاد منحنی J در توضیح انقلابها میاندازد، این بار نقطه چرخش منحنی احتمالا بحران مالی ۲۰۰۸ بوده است.
پ.ن:
۱- چیز زیادی از جامعه شناسی، علوم سیاسی، و اقتصاد نمیدانم، چیزهایی که نوشتم صرفا تصوراتم هستند.
۲- به هیچ عنوان نمیخواهم نقش انگیزههای نژادی را به طور مطلق نفی کنم، علاوه بر این به هیچ عنوان قصد تبیین تک عامله پدیدهها را ندارم.
۳- یکی از چیزهایی که گمان میکنم موقع فکر کردن در مورد این انتخابات نباید فراموش شود بیاعتمادی در جامعه آمریکاست. این و این و این به نظرم خواندنی هستند.
Monday, August 08, 2016
علی دهباشی

عمرش دراز باد!
Monday, July 25, 2016
Saturday, July 09, 2016
The Marrow of Zen
"Those who can sit perfectly physically [in meditation posture] usually take more time to obtain the true way of Zen, the actual feeling of Zen, the marrow of Zen. But those who find great difficulties in practising Zen will find more meaning in it. So I think that sometimes the best horse may be the worst horse, and the worst horse can be the best one."
― Shunryu Suzuki, Zen Mind, Beginner's Mind
Friday, August 01, 2014
Friday, March 21, 2014
Monday, March 10, 2014
رستگاری مرد میانسال
دیدن این عکس اتفاق خوب دیروز بود. بعد که بیشتر دقت کردم و گشتم دیدم مرد توی عکس انگار رسول ملاقلی پور است که این روزها در سالگرد درگذشتش هستیم.
خدا به همراهش
خدا به همراهش
Thursday, January 23, 2014
هشت سالگی
یکی از این روزهایی که گذشت این وبلاگ هشت ساله شد. البته هشت سالگی شناسنامهای! درست یادم نمیآید کی پست اول این وبلاگ را نوشتم، ولی این یادم هست که تاریخش تاریخی که کنار پست اول نوشته نیست.
از جهتی این وبلاگ آیینه بخشی از وضع این هشت سال من است، آیینه رفتار من در جهت آنچه خوب و درست میدانستهام: نه چندان قابل توجه، نه چندان پربار، نه چندان پیوسته، ولی باقی.
از چیزهایی که قدری خاطرم را آرام میکند این است که اینجا را رها نکردهام.
از چیزهایی که قدری خاطرم را آرام میکند این است که اینجا را رها نکردهام.
Saturday, October 19, 2013
Monday, September 09, 2013
مراسم موسیقی گوش دادن
آهنگهای «مجموعه آثار فرهاد» را روی کامپیوتر نریختهام. از روی سیدی گوش میدهم. اینطوری آهنگ گوش دادن یک جور مراسم کوچک پیدا کردهاست. اول سیدی را از جایش برمیدارم، از توی قاب خارج میکنم، توی سیدی درایو میگذارم بعد هم پلی میکنم.
این کارها را دوست دارم. با خودم میگویم کاری که خوب است ارزش این را دارد که مراسم کوچکی داشته باشد.
Friday, August 02, 2013
ساکتم
خیلی وقتها همچین حسی داشتهام و الان مدتی است که بیشتر به نظرم میآید. در مورد چیزهایی که به نظرم مهم میرسند تقریبا نمیتوانم با کسی صحبت کنم. یا طرف مقابلم به موضوع علاقهمند نیست، یا منظورم درست منتقل نمیشود(از نقص بیان من یا سوء تفاهم طرف مقابل)، یا فضاهای ذهنیمان بسیار متفاوت است، و یا به طرف مقابلم اعتماد ندارم یا ... . از طرفی وقتی در جمع هستم در مورد چیزهایی صحبت میکنم که به نظرم اهمیت خاصی ندارد.
چیزی که بد است این است که در نتیجه این حالت که درست و حسابی هم نسنجیدهامش به طور افراطی ساکت و حتی بدبین شدهام، حتی آنقدر که میشود و حتی با کسی که میشود دیگر صحبت نمیکنم. حتی آنقدر که باید توضیح نمیدهم.
این اصلا خوب نیست.
Sunday, June 23, 2013
فراموش نکنیم جایی مشکلی بوده
آگاهانه کوشیدهام از توصبف پوپولیسم به عنوان پدیدهای خوب یا بد بپرهیزم. به سادگی میتوان اکسیر پوپولیستی را به عنوان راهحلی غیر واقعبینانه یا اساسا خطرناک رد کرد. با این همه، این موضوع ضرورتاً به این معنا نیست که میتوانیم جنبشهای پوپولیستی را غیر مسئولانه رد کنیم. پوپولیسم محکی است که با آن میتوانیم سلامت نظامهای سیاسی مبتنی بر نمایندگی را بسنجیم. هرگاه پوپولیسم، که ذاتا از دخالت در سیاست اکراه دارد۱، به عنوان جنبش یا حزب فعال میشود دلایل قوی برای بررسی عملکرد نظامهای سیاسی مبتنی بر نمایندگی وجود دارد و باید شک کنیم که اوضاع بر وفق مراد است. این امر الزاما به معنای پذیرش راهحلهای پوپولیستی نیست اما ناگزیر باید نسبت به حضور پوپولیسم حساس بود.
پوپولیسم، نوشته پل تاگارت، ترجمه حسن مرتضوی، انتشارات آشیان، پاییز ۸۱
۱. جمله به نظر من واضح نیست، پوپولیسم یک روش سیاست ورزی است، به نظرم معنی ندارد بگوییم یک روش سیاست ورزی از دخالت در سیاست اکراه دارد. متن اصلی را نخواندهام ولی شاید بشود در جمله پوپولیسم را با «خاستگاه اجتماعی پوپولیسم» جایگزین کرد.
Wednesday, May 22, 2013
...
انار را میگیرم بین دستهایم
- انگار که صورتت باشد -
شصتها زیر لبها
انگشتهای کوچکتر زیر چانه
انگشتهای بلندتر روی گونهها
Sunday, May 12, 2013
این روزها
چند ماهی هست که رو به راه نیستم، این چند هفته اخیر افتضاح بودم، و الان چند روزی است که بهترم.
یکی از دوستان خوبم دیروز زنگ زد و گفت در کنکور کارشناسی ارشد رتبه بسیار خوبی آورده، از ته دل خوشحال شدم.
خیلی وقت است که به سرم افتاده اینجا از حال و روزم بیشتر بنویسم، ولی دست و دلم به کار نمیرود.
فعلا همین.
Saturday, April 20, 2013
کل طبیب
کدخدا: کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!
[کد خدا راهش را میکشد و میرود. مردم از دور کل پراکنده میشوند.]
کل: اما من واقعا طبیبم، من واقعا طبیبم...
Friday, April 05, 2013
«برف»
از پریشب آلبوم برف فرهاد را گذاشتهام و گوش میدهم. قبلا هم بارها گذاشته بودمش، ولی این بار جور دیگری دوست دارمش. تکتک صداهایی که میشنوم را دوست دارم، صدای سازها، خواندن فرهاد.
امروز رفتم مجموعه کارهای فرهاد را خریدم. شنیده بودم پوران گلفام -همسر فرهاد- در مورد مالکیت معنوی آثار فرهاد به مشکل برخورده بوده. میخواستم از مؤسسهای بخرم که مورد تایید همسر فرهاد باشد. موقع خرید پرسیدم ولی نتوانستم مطمئن شوم. خانه که رسیدم دوباره چک کردم، خوشبختانه خودش بود: کانون فرهنگی هنری نی داوود.
Wednesday, March 27, 2013
دوست داشتنیترین پیغام تبریکی که گرفتم
Ey Baradare Ruzhaye Sakht!
Ey Gushe Gozide!
Sale No Mobarak! Sale khubi dashte bashi.
ارسال شده در: 29-اسفند-1388
23:55:13
Subscribe to:
Posts (Atom)


