میدانی، شعر موزون و مقفا هر چه کاستی و سختی برای شاعر، برای گفتن و سرودن داشته باشد، برای کسی که میخواندش حسن بزرگی دارد، میتوانی راحت برای خودت زمزمهاش کنی، تکرارش کنی، تویش غرق شوی
خدا رحمت کند کسانی که شعرهای خوب اینجوری میگویند.
میدانی، شعر موزون و مقفا هر چه کاستی و سختی برای شاعر، برای گفتن و سرودن داشته باشد، برای کسی که میخواندش حسن بزرگی دارد، میتوانی راحت برای خودت زمزمهاش کنی، تکرارش کنی، تویش غرق شوی
خدا رحمت کند کسانی که شعرهای خوب اینجوری میگویند.
امتحان دارید و تمام درس را نخواندهاید و در زمان باقیمانده هم نمیتوانید تمام قسمتهای باقیمانده را جوری بخوانید که به سؤالات جواب بدهید، چه کار میکنید؟
من بعد از n سال امتحان دادن هنوز مطمئن نیستم این وقتها چه کار کنم! حالا بعد عمری برای خودم قانونی مثل این درست کردم:
از بین بخشهایی که اگر شروع به خواندن کنی میتوانی سؤالاتشان را جواب بدهی آنهایی که نمره بیشتری میتوانی ازشان بگیری را بخوان. (خسته نباشم!)
به هرحال این از آن وضعیتهایی است که زیاد پیش میآید و خوب هست آدم بتواند تصمیم مناسبی در موردش بگیرد، با توجه به ویژگیهای خودش و درسی که قرار است امتحان بدهد.
پیشنهاد میکنم حتما سخنرانی رولینگ که "یک پزشک" درموردش نوشته را بشنوید(متنش را میتوانید اینجا بخوانید). فایل صوتی اصلی سخنرانی ۳۲مگ است، اینجا میتوانید فایل کمحجمتری از سخنرانی را پیدا کنید(حدود پنج مگ).
از نویسنده یک پزشک بسیار ممنونم.
کلمه اذعان به معنی اقرار و اعتراف است، منتها کم نیست مواردی که به طور اشتباه به معنی گفتن یا بیان کردن به کار برده میشود :
* ماتریالیستهایی مانند دانیال دنت امروزه اذعان دارند که آگاهی صرفاً نتیجهٔ یک سیستم پیچیدهٔ مطلقاً فیزیکی است.
* گنجی اذعان داشت كه قبل از انتقال به زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.
*این مربی ترکیه ای اذعان داشت: تمام مردم ایران این را بدانند که اگر در تمرینات تیمم حضور نمی یابم واقعا مریض بوده ام.
بعضی وقتها هم کسی به چیزی "اعتراف" نکرده اما از کلمه اذعان استفاده میشود تا مفهوم اعتراف کردن را به مخاطب القا کند. مثلا انتقاد کردن از دولت و یا پذیرفتن نقاط قوت دیگران در بعضی کشورها خیلی راحتتر و طبیعیتر از اینجا صورت میگیرد و خیلی پیشمیآید که چیزی که رسانههای ما به آن میگویند اذعان واقعا اقرار و اعتراف به چیزی پس از رد کردن و نپذیرفتن آن نیست، مثلا اینها را ببینید:
* لس آنجلس تایمز اذعان کرد: محبوبیت ویژه ایران در میان لبنانیها
* نانسی پلوسی، رییس مجلس نمایندگان آمریكا، اذعان کرد:دولت بوش تلاش می كند بر ناكامی های واشنگتن در عراق سرپوش بگذارد.
این مورد آخری جالبتر میشود وقتی میبینی رئیس مجلس خودمان هم به همان حرف "اذعان" دارد!:
* نماینده مردم قم در مجلس هشتم اذعان داشت: همانطور كه الان شما در صحنه منطقه می بینید دولت بوش نتوانست كار مهمی را انجام دهد و این سفرها اكنون بیشتر جنبه تبلیغاتی پیدا كرده است.
Tell the truth and the world guarantees consistency!
May be it is easier to keep things consistent in the real world than in information systems ! It is ultra distributed but nevertheless ultra parallel with infinitely many communication channels!
اگر موقع باز شدن وبلاگتان از این تبلیغات Pop up ظاهر میشود یک نگاهی به این مطلب شاهین بیاندازید. احتمالا از آمارگیری است که برای سایتتان استفاده میکنید.
دیشب که با بهمن بیرون بودیم ازش خواستم رابطه "نقدینگی" و "تورم" را برایم توضیح بدهد، بهمن برای من توضیح داد و من فکر کردم توضیحاتش را فهمیدم، اما وقتی به خانه رسیدم دیدم یادم رفته چه گفته!
قدری توی اینترنت گشتم و لینک این صفحه را توی صفحه تورم در ویکیپدیا پیدا کردم که به زبان ساده درباره تورم توضیح داده، اگر شما هم مثل من رابطه نقدینگی و تورم را نمیدانید بد نیست بخوانیدش، هر جا گفته volume of money منظورش نقدینگی است و تورم هم که میشود inflation:
یادداشتهای وبگردی-۲
یکی از چیزهای فضای وب که خیلی دوست دارم این است که اختلاف سن و سال در آن کمتر احساس میشود، یعنی خیلی کمتر از دنیای واقعی به چشم میآید.
بارها شده از فهمیدن سن کسی که وبلاگش را میخوانم شگفتزده شدهام، چه بزرگتر از خودم، چه کوچکتر.
۱.
یک بار سعید حنایی کاشانی نوشت:
"برای من وبلاگ «نامهای در بطری» است، نامهای که از جزيرهای دوردست در بطری نهاده میشود و به آب سپرده میشود"
من این تعبیر را خیلی دوست دارم.
حالا فرض کنید کسی برای درآمدن از تنهایی نامهای در بطری بگذارد بیاندازد توی دریا، خب، این آدم چه قدر شانس دارد؟
۲.
حالا ممکن است یکی-مثل من- بند قبلی را بخواند دپ بزند برود کز کند در کنج "وضعیت تراژیک" انسانی، که با تمام تلخی و وحشتناکیاش بعضی وقتها بدجور آدم را پاگیر میکند، یا ممکن است برود یک بار دیگر مسئله را نگاه کند، ریشه مسئلهاش را نگاه کند، دنبال بهتر کردن وضعش باشد، و کلا رضایت ندهد به در خانه غم ماندن.
اگر از دسته اول هستید، دوستانه، برادرانه، همنوعانه پیشنهاد میکنم برویم مثل دسته دوم باشیم.
* دیروز نرمافزار FreeCommander در مرتب کردن دسکتاپ کامپیوتر خیلی به من کمک کرد، ۳ گیگ فایل روی دسکتاپ بود(!) و الان شده ۳۰۰ مگ، از شلوغی آیکنها هم خیلی کم شده، میخواهم در روزهای آینده با این نرمافزار و یک فایل منیجمنت پالیسی جدید(!) تعداد ستونهای آیکن دسکتاپ را از ۱۱ به ۳ برسانم!
FreeCommander را به Xplorer2 Lite ترجیح میدهم، هم سادهتر است، هم همه چیزش کار میکند، هم این که با F6 فایلها را Move میکند.
و آه که چه لذتی است در این Move کردن!
* حواستان به این آقایان با استعداد باشد، بیخود نیست Mozilla جذبشان کرده؛ چند ماه پیش، از این محصولشان (Enso، البته ورژن ۱) استفاده کردم و باید بگویم ایده فوقالعادهای دارد. منتها مشکلش این است که کامپیوتر را قدری کند میکند.(البته هنوز Enso2 را امتحان نکردم).
- این کارتونه که نگاه میکنی چیه؟
- راپونزل
- راپونزل کیه؟
- یه جور باربـیه، یه مقداری موهاش بلندتره و اینا
بچههایی که سالی که وارد دانشگاه شدم به دنیا آمدند، امسال میروند کلاس دوم دبستان، توی کتاب فارسیشان درس "لبخند شیرین" را میخوانند که شبیه همان درس "دندان شیری" است. توی کتاب ریاضیشان جمع و تفریق سه رقمی را هم یاد میگیرند، و کتاب علومشان سؤالهایی دارد که خیلی از پدر مادرها را به زحمت خواهد انداخت.
سال نو مبارک.