Saturday, October 19, 2013

...

نامت،
      کلید خیال‌هاست...

Monday, September 09, 2013

مراسم موسیقی گوش دادن

آهنگ‌های «مجموعه آثار فرهاد» را روی کامپیوتر نریخته‌ام. از روی سی‌دی گوش می‌دهم. اینطوری آهنگ گوش دادن یک جور مراسم کوچک پیدا کرده‌است. اول سی‌دی را از جایش برمی‌دارم، از توی قاب خارج می‌کنم، توی سی‌دی درایو می‌گذارم بعد هم پلی می‌کنم.

این کارها را دوست دارم. با خودم می‌گویم کاری که خوب است ارزش این را دارد که مراسم کوچکی داشته باشد.

Friday, August 02, 2013

ساکتم

خیلی وقت‌ها همچین حسی داشته‌ام و الان مدتی است که بیشتر به نظرم می‌آید. در مورد چیزهایی که به نظرم مهم می‌رسند تقریبا نمی‌توانم با کسی صحبت کنم. یا طرف مقابلم به موضوع علاقه‌مند نیست، یا منظورم درست منتقل نمی‌شود(از نقص بیان من یا سوء تفاهم طرف مقابل)، یا فضاهای ذهنی‌مان بسیار متفاوت است، و یا به طرف مقابلم اعتماد ندارم یا ... . از طرفی وقتی در جمع هستم در مورد چیزهایی صحبت می‌کنم که به نظرم اهمیت خاصی ندارد. 

چیزی که بد است این است که در نتیجه این حالت که درست و حسابی هم نسنجیده‌امش به طور افراطی ساکت و حتی بدبین شده‌ام، حتی آنقدر که می‌شود و حتی با کسی که می‌شود دیگر صحبت نمی‌کنم. حتی آن‌قدر که باید توضیح نمی‌دهم.

این اصلا خوب نیست.

Sunday, June 23, 2013

فراموش نکنیم جایی مشکلی بوده

آگاهانه کوشیده‌ام از توصبف پوپولیسم به عنوان پدیده‌ای خوب یا بد بپرهیزم. به سادگی می‌توان اکسیر پوپولیستی را به عنوان راه‌حلی غیر واقع‌بینانه یا اساسا خطرناک رد کرد. با این همه، این موضوع ضرورتاً به این معنا نیست که می‌توانیم جنبش‌های پوپولیستی را غیر مسئولانه رد کنیم. پوپولیسم محکی است که با آن می‌توانیم سلامت نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی را بسنجیم. هرگاه پوپولیسم، که ذاتا از دخالت در سیاست اکراه دارد۱، به عنوان جنبش یا حزب فعال می‌شود دلایل قوی برای بررسی عملکرد نظام‌های سیاسی مبتنی بر نمایندگی وجود دارد و باید شک کنیم که اوضاع بر وفق مراد است. این امر الزاما به معنای پذیرش راه‌حل‌های پوپولیستی نیست اما ناگزیر باید نسبت به حضور پوپولیسم حساس بود.

پوپولیسم، نوشته پل تاگارت، ترجمه حسن مرتضوی، انتشارات آشیان، پاییز ۸۱

۱. جمله به نظر من واضح نیست، پوپولیسم یک روش سیاست ورزی است، به نظرم معنی ندارد بگوییم یک روش سیاست ورزی از دخالت در سیاست اکراه دارد. متن اصلی را نخوانده‌ام ولی شاید بشود در جمله پوپولیسم را با «خاستگاه اجتماعی پوپولیسم» جایگزین کرد.

Wednesday, May 22, 2013

...

انار را می‌گیرم بین دستهایم
                                   - انگار که صورتت باشد -
شصت‌ها زیر لب‌ها
         انگشت‌های کوچکتر زیر چانه
                      انگشت‌های بلندتر روی گونه‌ها

Sunday, May 12, 2013

این روزها

چند ماهی هست که رو به راه نیستم، این چند هفته اخیر افتضاح بودم، و الان چند روزی است که بهترم.

یکی از دوستان خوبم دیروز زنگ زد و گفت در کنکور کارشناسی ارشد رتبه بسیار خوبی آورده، از ته دل خوشحال شدم.

خیلی وقت است که به سرم افتاده اینجا از حال و روزم بیشتر بنویسم، ولی دست و دلم به کار نمی‌رود. 

فعلا همین.

Saturday, April 20, 2013

کل طبیب

کدخدا: کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی!

[کد خدا راهش را می‌کشد و می‌رود. مردم از دور کل پراکنده می‌شوند.]

کل: اما من واقعا طبیبم، من واقعا طبیبم...

Friday, April 05, 2013

«برف»

از پریشب آلبوم برف فرهاد را گذاشته‌ام و گوش می‌دهم. قبلا هم بارها گذاشته بودمش، ولی این بار جور دیگری دوست دارمش. تک‌تک صداهایی که می‌شنوم را دوست دارم، صدای سازها، خواندن فرهاد.

امروز رفتم مجموعه کارهای فرهاد را خریدم. شنیده بودم پوران گلفام -همسر فرهاد- در مورد مالکیت معنوی آثار فرهاد به مشکل برخورده بوده. می‌خواستم از مؤسسه‌ای بخرم که مورد تایید همسر فرهاد باشد. موقع خرید پرسیدم ولی نتوانستم مطمئن شوم. خانه که رسیدم دوباره چک کردم، خوشبختانه خودش بود: کانون فرهنگی هنری نی داوود.

Wednesday, March 27, 2013

دوست داشتنی‌ترین پیغام تبریکی که گرفتم

Ey Baradare Ruzhaye Sakht!
Ey Gushe Gozide!
Sale No Mobarak! Sale khubi dashte bashi.
ارسال شده در: 29-اسفند-1388
23:55:13

Monday, February 11, 2013

Each moment like a candle

 " Light this candle, and with it the next one, 
                                   and the next one, 
                                   and the next one,
                                  ..."

Friday, February 08, 2013

...


و خداوند را سپاس برای خواهرمان درد، که ما را به دیدن آنچه دوست نداریم فرامی‌خواند.


Friday, October 19, 2012

و اگر باد ملایمی هم می‌وزید دیگر چه بهتر

از رویاها و آرزوهای کودکی کلر -که از سفر آن سال در دلش افتاده بود- یکی هم این بود که بالای پاییز میشیگان بدود. آن زمان درختها را به شکل ابرهایی رنگارنگ میدید، دوست داشت بالای آن همه رنگ بدود و از روی یک درخت به درخت دیگری بپرد. گذشت روزگار آرزوی کلر را به شکلی دست یافتنی‌تر درآورده بود، اکتبر که از نیمه میگذشت این فکر به سراغش می‌آمد که چه خوب میشد اگر الان در جایی، مثلا منسلونا، روی بلندی‌ای ایستاده بود و پاییز را تماشا میکرد.


عکس از اینجا

Wednesday, September 05, 2012

"مهندس"

شبها توی مسیر برگشتن خریدهایم را از یکی از مغازه‌های توی راه می‌کنم. چند وقتی است موقع سلام علیک مغازه‌دار بهم میگوید "سلام مهندس".
ته دلم کودکانه از این خوشحالم که ظاهرم جوری باشد که بهم بگویند مهندس!

Tuesday, August 14, 2012

از یادمان نرود

سازمان انتقال خون ایران بدین وسیله ضمن عرض تسلیت به بازماندگان و آرزوی بهبودی هر چه سریع تر برای مجروحان و مصدومان این واقعه، ... [از مردم] تقاضا دارد که این عمل خداپسندانه را به روزهای کنونی بسنده نکنند و به طور مداوم ذخایر خونی مراکز انتقال خون کشور را تقویت کنند تا در صورت نیاز بیشتر به خون، شبکه خونرسانی کشور با اطمینان از پشتیبانی هموطنان عزیز اهداکننده، برای تأمین خون و فرآورده های خونی، با سرعت هر چه بیشتر اقدام نماید.
                                 سازمان انتقال خون ایران (۲۲ مرداد ۹۱)
[مدیرکل سازمان انتقال خون استان آذربایجان شرقی]  اظهار داشت: در حال حاضر به حد کافی خون و سایر فرآوردهای خونی برای کمک به مصدومین حادثه زلزله داریم، و به مردم توصیه می کنیم از ابتدای هفته بعد به پایگاه های انتقال خون مراجعه کنند چون بیش ترین نیاز ما نیاز به خون تازه است و اگر کمبودی در این خصوص احساس شود اطلاع رسانی خواهد شد. 
                                 (۲۴ مرداد ۹۱)
آدرس مراکز خونگیری در استان تهران: + و +
مراکز اهدای خون در سایر استان‌ها: +
ارائه اصل كارت شناسايی (كارت ملی، شناسنامه ويا گواهينامه) جهت اهدای خون الزامی است.

Thursday, July 19, 2012

...

چشمانت
   امید منند
     - گشایشی که در نگاه توست -

Monday, July 09, 2012

شعر؟

کتاب «حالات و مقامات م.امید» نوشته دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی با این جملات آغاز می‌شود:
شعر معماریِ زبان است و موسیقایی شدنِ تصویرِ عواطفِ انسانی در زبان. جز این هر چه هست سرگرمیِ کودکانِ کوی است و پیش از خداوندِ خود مرده است. در همه زبان‌های جهان، شاعرانِ بزرگ معمارانِ برجسته زبان‌اند. از هُمر تا الیوت و ییتز و ریکله و مایاکوفسکی، از امرؤالقیس تا نزار قبانی، از رودکی تا ایرج تا فروغِ فرخ‌زاد. هنر فُرم است و فرم است و فرم و دیگر هیچ! فرم در زبان جز از رهگذرِ ساحَتِ موسیقاییِ کلام امکان تحقق ندارد و موسیقی امری است ریاضی و از شعب علم ریاضی. «فرم‌»هایی که بیرون از وجهِ موسیقاییِ زبان ادعا شود «قالیچه» آن «شیاد» است که فقط حلال‌زاده آن را می‌دید.
من فقط یک علاقه‌مند ادبیات هستم و البته خبره ادبیات نیستم، ولی می‌خواهم بگویم آنچه که از خواندن متون ادبی و مخصوصا شعر به یاد دارم باعث می‌شود از این همه «هیچ» و «جز» و «همه» در نوشته بالا تعجب کنم. موسیقی کلام در شعر را هم به جای خود دوست دارم، اما مثلا کم نبودند شعرهای ترجمه شده‌ای که دیده‌ام، و کمتر نشانی از موسیقی در ترجمه‌شان می‌شد یافت، اما هنوز به نظرم کاملا شایسته عنوان شعر بوده‌اند. از باقی ادعاها و آنچه درباره کودکان کوی و قالیچه و شیاد گفته شده می‌گذرم.
کسی منبعی را می‌شناسد که شرح روشنی از نظر شفیعی کدکنی در مورد شعر و استدلال‌هایش ارائه کند؟

پ.ن:
جدای این حرف‌ها کلیت کتاب به نظرم خواندنی و دوست داشتنی است، مخصوصا خاطرات نویسنده از اخوان.
اینجا می‌توانید معرفی مختصری از کتاب را ببینید.
محمدرضا شفیعی‌کدکنی، حالات و مقاماتِ م.امید، انتشارات سخن، ۱۳۹۱

Monday, July 02, 2012

میدان هیگز

ایده اصلی چیست؟

فرض کنید که گونه‌ای ماهی آن قدر تکامل پیدا کرده که بعضی از آنها فیزیکدان شده‌اند، و شروع کرده‌اند به فکر کردن درباره چگونگی حرکت چیزها.در ابتدا ماهی‌های فیزیکدان، با مشاهده و اندازه‌گیری، قوانین بسیار پیچیده‌ای را بدست می‌آورند. ولی بعد از گذشت زمانی، یک ماهی نابغه، یک دنیای متفاوت ایده‌آل را تصور می‌کند که قوانین حرکت ِ بسیار ساده‌تری در آن حاکم هستند- قوانینی که ما انسان‌ها آن‌ها را قوانین نیوتون می‌نامیم. ایده جدید و فوق‌العاده[ِی ماهی نابغه] این است که حرکت در دنیای روزمره ماهی‌ها پیچیده به نظر می‌رسد برای این که یک واسط همه‌جا گسترده-آب!- هست که حرکت را پیچیده می‌کند.

فیزیک مدرن چیزی خیلی شبیه این را برای دنیای ما پیشنهاد می‌کند. ما می‌توانیم از معادلات بسیار زیباتری استفاده کنیم اگر آماده باشیم که فرض کنیم "فضای" محسوس روزمره ما در حقیقت یک واسط است که اثرش، آنچه از حرکت ماده دیده می‌شود را پیچیده می‌کند.

خبر کنفرانس چهارشنبه سرن را حتما شنیده‌اید. هربار که اخبار درباره ذره هیگز زیاد می‌شود من به این فکر می‌افتم که آخرش قضیه این ذره هیگز چیست؟ این بار فکرمی‌کنم قدری بهتر متوجه ماجرا شده‌ام. اول این متن کوتاه را در سایت سرن خواندم، بعد این ویدئوی بسیار خوب (لینک دانلود ویدئو) را که PHD Comics ساخته دیدم و آخرش این نوشته فرانک ویلچک (Frank Wilczek) را خواندم. دو پاراگراف اول این پست هم بخشی از نوشته ویلچک است. ویلچک در چند جای نوشته به "معادلات زیباتر(بهتر)" اشاره می‌کند، فکر کردن به این که این "زیبایی" به چه معناست و تلاش برای داشتن معادلات بهتر چه معنایی دارد هوش از سر آدم می‌پراند.

علاقه‌مند شدم این کتاب ویلچک را بخوانم.

Sunday, September 11, 2011

اصلاح بلاگ‌چرخان

متاسفانه بلاگ چرخان گوگلی یکی دو هفته‌ای است درست کار نمی‌کند. دلیلش احتمالا تغییراتی است که یاهو پایپس کرده است. هنوز نتوانسته‌ام مشکل از طرف یاهوپایپس حل کنم ولی راه حل ساده‌ای وجود دارد که می‌تواند مسئله را بر طرف کند.

لطفا در کد جاوااسکریپ بلاگ‌چرخان‌هایتان در محلی که در شکل نشان داده شده قطعه کدی که با رنگ ارغوانی مشخص شده را بنویسید:
var items=broll.value.items;
items.sort(function(a,b){if (a.crawlTime==b.crawlTime) return 0;return (a.crawlTime>b.crawlTime)?-1:1;})
var container=document.getElementById("blogroll_21328");
به عبارت دیگر، در ابتدای کد جاوااسکریپ بلاگ‌چرخان پس از خط:
var items=broll.value.items;
کد زیر را اضافه کنید:
items.sort(function(a,b){if (a.crawlTime==b.crawlTime) return 0;return (a.crawlTime>b.crawlTime)?-1:1;});
مشکل باید قاعدتا حل بشود. اگر نشد لطفا به من خبر بدهید.
از تمام دوستانی که با ایمیل به من خبر دادند تشکر بسیار می‌کنم و از این که پاسخ دادنم دیر شد متاسفم.

Wednesday, December 22, 2010

...

زیاد جدیم نگیر
من چیزی ام
مثل سایه‌های مشکوک گرگ و میش صبح
یا دم غروب
که توی چشم شکل عوض می‌کنند
گم می‌شوند و پیدا.
هر وقت شک کردی، خیال کن لبخند می‌زنم.

Friday, December 17, 2010

One Hand Clapping


وقتی باران نمی‌بارد ناودان چه صدایی می‌دهد؟