پیشنهاد:
نون و پنیر با شربت آبلیمو
دیشب که با بهمن بیرون بودیم ازش خواستم رابطه "نقدینگی" و "تورم" را برایم توضیح بدهد، بهمن برای من توضیح داد و من فکر کردم توضیحاتش را فهمیدم، اما وقتی به خانه رسیدم دیدم یادم رفته چه گفته!
قدری توی اینترنت گشتم و لینک این صفحه را توی صفحه تورم در ویکیپدیا پیدا کردم که به زبان ساده درباره تورم توضیح داده، اگر شما هم مثل من رابطه نقدینگی و تورم را نمیدانید بد نیست بخوانیدش، هر جا گفته volume of money منظورش نقدینگی است و تورم هم که میشود inflation:
یادداشتهای وبگردی-۲
یکی از چیزهای فضای وب که خیلی دوست دارم این است که اختلاف سن و سال در آن کمتر احساس میشود، یعنی خیلی کمتر از دنیای واقعی به چشم میآید.
بارها شده از فهمیدن سن کسی که وبلاگش را میخوانم شگفتزده شدهام، چه بزرگتر از خودم، چه کوچکتر.
۱.
یک بار سعید حنایی کاشانی نوشت:
"برای من وبلاگ «نامهای در بطری» است، نامهای که از جزيرهای دوردست در بطری نهاده میشود و به آب سپرده میشود"
من این تعبیر را خیلی دوست دارم.
حالا فرض کنید کسی برای درآمدن از تنهایی نامهای در بطری بگذارد بیاندازد توی دریا، خب، این آدم چه قدر شانس دارد؟
۲.
حالا ممکن است یکی-مثل من- بند قبلی را بخواند دپ بزند برود کز کند در کنج "وضعیت تراژیک" انسانی، که با تمام تلخی و وحشتناکیاش بعضی وقتها بدجور آدم را پاگیر میکند، یا ممکن است برود یک بار دیگر مسئله را نگاه کند، ریشه مسئلهاش را نگاه کند، دنبال بهتر کردن وضعش باشد، و کلا رضایت ندهد به در خانه غم ماندن.
اگر از دسته اول هستید، دوستانه، برادرانه، همنوعانه پیشنهاد میکنم برویم مثل دسته دوم باشیم.
* دیروز نرمافزار FreeCommander در مرتب کردن دسکتاپ کامپیوتر خیلی به من کمک کرد، ۳ گیگ فایل روی دسکتاپ بود(!) و الان شده ۳۰۰ مگ، از شلوغی آیکنها هم خیلی کم شده، میخواهم در روزهای آینده با این نرمافزار و یک فایل منیجمنت پالیسی جدید(!) تعداد ستونهای آیکن دسکتاپ را از ۱۱ به ۳ برسانم!
FreeCommander را به Xplorer2 Lite ترجیح میدهم، هم سادهتر است، هم همه چیزش کار میکند، هم این که با F6 فایلها را Move میکند.
و آه که چه لذتی است در این Move کردن!
* حواستان به این آقایان با استعداد باشد، بیخود نیست Mozilla جذبشان کرده؛ چند ماه پیش، از این محصولشان (Enso، البته ورژن ۱) استفاده کردم و باید بگویم ایده فوقالعادهای دارد. منتها مشکلش این است که کامپیوتر را قدری کند میکند.(البته هنوز Enso2 را امتحان نکردم).
- این کارتونه که نگاه میکنی چیه؟
- راپونزل
- راپونزل کیه؟
- یه جور باربـیه، یه مقداری موهاش بلندتره و اینا
بچههایی که سالی که وارد دانشگاه شدم به دنیا آمدند، امسال میروند کلاس دوم دبستان، توی کتاب فارسیشان درس "لبخند شیرین" را میخوانند که شبیه همان درس "دندان شیری" است. توی کتاب ریاضیشان جمع و تفریق سه رقمی را هم یاد میگیرند، و کتاب علومشان سؤالهایی دارد که خیلی از پدر مادرها را به زحمت خواهد انداخت.
سال نو مبارک.
با استفاده از سایت vidtomp3 میشود صدای ویدئوهای Youtube را با فرمت mp3 دانلود کنیم. با توجه به کیفیت ذخیره سازی فعلی Youtube ، مثلا یک موسیقی پنج دقیقهای به طور متوسط دونیم مگ میشود و یا یک سخنرانی یک ساعته چیزی حدود ۲۵مگ میشود که با سرعت ۵ کیلوبایت بر ثانیه دانلودش یک ساعت و ربع طول میکشد.
پ.ن:
نگاهی هم به این بیاندازید، چندان نامربوط نیست.
چرا در آستانه هر انتخابات مجددا بحث شرکت و تحریم در میگیرد؟ اساس استدلالهایی که درباره این بحث از انتخابات مجلس هفتم تا انتخابات گذشته شوراها شنیدهایم چه فرق جدیای کردهاست؟ چیزی که من میبینم این است هربار الگوی ثابتی از استدلالها تکرار میشود. به نظر نمیرسد مفروضات و نقاط شروع این استدلالها تغییری مهمی کرده باشند اگر کسی یکی از این استدلالها را قبول داشته باید همانطور که فرضاً شرکتنکردن یا شرکتکردن در انتخابات ریاست جمهوری گذشته را موجه میدانسته، شرکت کردن یا نکردن در انتخابات شوراهای گذشته یا انتخابات پیشروی مجلس را هم موجه بداند. پس چرا هربار غلظت طرفداران مشارکت یا تحریم تغییر میکند؟ مثلا در انتخابات شوراها صحبت از مشارکت بیشتر از تحریم بود و در این انتخابات صحبت تحریم یا شرکت نکردن بیشتر است؟
به نظر من مهمترین عامل در این تغییر موضعها این است که میزان تفاوت بین نتیجه شرکت و نتیجه شرکتنکردن را گاهی بیشتر و واضحتر و گاهی کمتر و مبهمتر احساس میکنیم. عده بسیاری از کسانی که شرکت در انتخابات مجلس هفتم را بیمعنی میدانستند در انتخابات ریاست جمهوری هنگامی که دیدند همهچیز ممکن است از دست برود به مشارکت روی آوردند و هنگامی که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری را دیدند در فضای یک سال پس از آن برای شرکت در انتخابات شوراها مصمم شدند و حتی در انتخابات مجلس خبرگان هم شرکت کردند. اما اکنون به نظر میرسد فایده حضور در انتخابات مجلس کمتر احساس میشود، چرا که کسی نمیداند چنین مجلسی قرار است چه تغییر یا تفاوت قابل توجهی را سبب شود؟(و البته کلیتر، عموماً اثری را که دولت میتواند روی شرایط داشته باشد واضحتر از اثر مجلس به روی شرایط حس و درک میشود) و از این روست که عدهای وجود دارند که قصد شرکت در انتخابات حاضر را ندارند اما اگر در انتخابات آینده ریاست جمهوری کاندیدایی مانند خاتمی حضور داشته باشد به احتمال زیاد در انتخابات شرکت خواهند کرد. البته این افراد احتمالا از خود نپرسیدهاند که "آیا بهتر نیست رئیسجمهور آینده مورد علاقه ما در مجلس نمایندگانی متمایل به خود داشته باشد؟"
پ.ن: این روزها اگر کسی درباره انتخابات بنویسد و موضعش را بیان نکند انگار نوعی پنهانکاری کرده است! به همین خاطر اگر چه به نوشته بالا چندان مربوط نیست، این را هم بگویم که در انتخابات مجلس شرکت میکنم.
"چرا رنج میکشم؟"
"چطور کمتر رنج بکشم؟"
عجیب است، انگار سختی که زیاد میشود، سؤال دوم را فراموش میکنیم، در حالی که آن موقع درست وقت متمرکز شدن روی سؤال دوم است.
تا چند شب پیش هیچ وقت فکر نمیکردم یک مسابقه دوچرخه سواری ممکن است این همه طرف دار و پیگیر داشته باشد. میخواستم علت آن قلههای مشخص و تکرار شونده نمودار "فرانسه" در گوگل ترندز را بفهمم، که این query را زدم و نتیجه این شد:
به نظر توردوفرانس خیلی مهمتر از چیزی است که فکر میکردم!
The game is not over yet, if you can still read "Game Over" on the screen.
یادداشتهای وبگردی-۱
البته موارد (یا شاید گروههای) استثناء هم وجود دارد، اما اینطور که من دیدم، بین کامنتهای وبلاگهای تندزبان معمولا تعداد نظرهای موافق خیلی بیشتر از تعداد نظرهای مخالف یا نقدکننده هست.