Showing posts with label روان‌شناسی. Show all posts
Showing posts with label روان‌شناسی. Show all posts

Sunday, December 09, 2007

All brains are the same color

 

"... وراثت‌گرایان با این گزاره استدلال خود را آغاز می‌کنند که ۶۰ تا ۸۰ درصد تفاوت در IQ به عوامل ژنتیکی مربوط می‌شود. با این حال اکثریت تخمین‌های انجام شده در مورد اثر وراثت تقریبا منحصرا بر مبنای مطالعاتی است که بر روی افراد طبقه متوسط صورت گرفته‌است. برای اقشار فقیر، که بخش قابل توجهی از اقلیت‌ها را شامل می‌شوند، اثر وراثت در مورد IQ بسیار اندک است - بر اساس تحقیقی که اخیرا توسط Eric Turkheimer در دانشگاه ویرجینیا صورت گرفته در بین این اقشار اثر وراثت حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد است. ...
... در جهان غرب  از سال ۱۹۴۷ تا ۲۰۰۰ ضریب هوشی به طرز قابل توجهی افزایش یافته‌است. تنها در ایالات متحده، این میزان ۱۸ واحد بوده است. در این زمان ژن‌های ما نمی‌توانند چندان تغییر کرده‌باشند که عامل این افزایش درنظرگرفته شوند...
... و این نکته باید ما را به عنوان یک جامعه به این سو ترغیب کند که تمام کودکان فرصت‌های کافی برای پرورش ذهن‌هایشان داشته باشند."

چیزی که خواندید ترجمه قسمتی از این مقاله بود. نویسنده مقاله Richard E. Nisbett است. استاد روانشناسی دانشگاه میشیگان و نویسنده این کتاب:
The Geography of Thought: How Asians and Westerners Think Differently and Why

Saturday, August 04, 2007

An Explanation for Childhood Vocabulary Explosion

On 8/3/2007, Science published a research study entitled "Defusing the Childhood Vocabulary Explosion". This study examines a core process in language acquisition, the so-called vocabulary explosion (or word spurt). During the word spurt (which typically happens during the middle of the second year), children seem to transform from slow word learnings (learning maybe 1-2 words per week) to extremely efficient ones. "Defusing the Vocabulary Explosion" suggests that this may be the result of fundamental mathematical principles, not specialized learning mechanisms or radical transformation on the part of the child.

There is a very good summary of the research here in nontechnical language.

Friday, April 06, 2007

چهل درصد سخت‌تر


در یک تحقیق که توسط Sukhwinder Shergil و همکارانش درUniversity College لندن بر روی تعدادی داوطلب انجام شد، محققان، داوطلبان را دوبه‌دو به یک وسیله مکانیکی متصل کردند که به هریک از داوطلبان امکان می‌داد تا به انگشت دیگری فشار واردکند.

در ابتدای آزمایش محققین به انگشت یکی از داوطلبان مقدار ثابتی فشار وارد می‌کردند، سپس از این داوطلب خواسته می‌شد که انگشت طرف مقابل را دقیقاً همین مقدار فشار دهد. بعد از نفر مقابل خواسته می‌شد انگشت نفر اول را به همان مقدار[فشاری که احساس کرده]1 تحت فشار دهد، به همین ترتیب هریک از دو طرف به نوبت سعی می‌کرد به میزان مساوی انگشت دیگری را فشار دهد، در همین حال محققان میزان واقعی فشاری که طرفین به هم وارد می‌کردند را اندازه می‌گرفتند.

نتایج آزمایش تکان دهنده بود، علی‌رغم اینکه داوطلبان تلاش می‌کردند به مقدار مساوی به فشار طرف مقابل پاسخ دهند ولی عموماً با شدتی 40 درصد2 بیشتر از آنچه که احساس کرده‌بودند پاسخ می‌دادند. هر بارکه یکی از داوطلبان طرف مقابلش را لمس می‌کرد، طرف مقابل پاسخ قوی‌تری می‌داد که این خود باعث می‌شد نفر اول بازهم‌ محکم‌تر پاسخ دهد. بازی‌ای که با تماس‌های آرام شروع شده‌بود تبدیل به بازی‌ای با ضربات سخت شده بود.

هر داوطلب معتقد بود به اندازه‌ نیرویی که به او وارد شده نیرو وارد کرده‌است و فکر می‌کرد شخص مقابلش بیش‌ از حد نیرو وارد می‌کند. هیچ یک از دو طرف متوجه این نکته نبودند که شدیدتر شدن ضربه‌ها نتیجه طبیعی یک سیستم خاص عصبی است که باعث می‌شود تا دردی که احساس می‌کنیم را شدیدتر از دردی که ایجاد می‌کنیم بدانیم، و معمولا دردی بیش از آنچه دریافت کرده‌ایم ایجادکنیم.

از مقاله "He Who Cast the First Stone Probably Didn’t" نوشته Daniel Gilbert استاد روانشناسی هاروارد.

در نقل قطعه بالا بیشتر به جنبه فردی آن توجه داشتم اما شاید بد نباشد این نکته را هم اضافه کنم که مقاله بالا در زمان جنگ لبنان در نیویورک تایمز چاپ شده بود و نویسنده نوعی تحلیل روانشناسانه از منازعه خاورمیانه ارائه داده بود.

-----------------------------------------------------------------------

1- نوشته درون قلاب برداشت من از مقاله است و عیناً در مقاله نیامده است.

2- 40 درصد به نظر من عدد خیلی بزرگ و در این مورد تکان دهنده‌ای است، این کمی مرا در مورد دقت کار به شک می‌اندازد و اگر درست باشد بسیار هشدار دهنده است، در عین‌حال Daniel Gilbert هم در کارش شخص معتبری است، به هر حال کلیت آزمایش و نتیجه‌اش برایم قابل تصور و قابل باور است. اگر کسی در این مورد اطلاعات بیشتری بدست آورد ممنون می‌شوم اگر به من هم اطلاع بدهد. ضمنا در این مقاله از یک آزمایش جالب دیگر هم صحبت شده، اگر وقت کردید آن را هم بخوانید.