Showing posts with label مثنوی. Show all posts
Showing posts with label مثنوی. Show all posts

Friday, January 11, 2008

نیست‌وش باشد خیال اندر روان
تو جهانی بر خیالی بین روان
برخیالی صلحشان و جنگشان
وز خیالی فخرشان و ننگشان

مثنوی، دفتر اول، داستان پادشاه و کنیزک

Wednesday, November 28, 2007

وزن مثنوی

"گاهی اوقات آدم مجبور می‌شود که برای بیان بعضی حس‌های مهجورش، به زمان‌های مهجورتری پناه ببرد. وزن مثنوی برای من چیزیست همیشه جدا و همیشه جاری. شاید این صفت را حرف‌های مولوی به این وزن بخشیده، که با کیفیت حس من هماهنگی داشت و در نتیجه حس من به این صورت بیان شد. به خدا این وزن صفت خوبی دارد. خوبی مهجور می‌ماند، اما کهنه نمی‌شود و نمی‌میرد."

از گفتگوی فروغ فرخ‌زاد با م.‌آزاد، نقل شده از کتاب زنی تنها، نوشته سیروس طاهباز، انتشارات زریاب، ۱۳۷۶